محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
238
مجمع الانساب ( فارسى )
كردند و اى بسا ماهرويان كه بيرون آوردند و جمله سپاه و رعايا به صحرا راندند و صد و ده هزار كس را به حشر بردند و شمار كشتگان خوارزم چندان نوشته بودند كه عقل خيره مىشد . از آن سبب ننوشتم . گرفتن ترمد و پس از خوارزم ، ترمد بگشادند به قهر . و در آن جاى حصارى محكم بود كه آن از جيحون برآورده بودند و مدتى محاربت افتاد تا شهر و قلعه هر دو مستخلص شد و بر هيچ كس ابقا نرفت و همه را به صحرا راندند و از ربقهء حيات خالى گردانيدند . و حكايت آن زن كه مرواريد فرو برده بود و شكمش بشكافتند و بيرون آوردند در اين قلعه بود و بدان وسيلت هر كجا مغولان مىرسيدند بسيار مردم را شكم مىشكافتند به اميد آنكه چيزى فرو برده باشند ! و چون ترمد گرفته شد جملگى بلاد ماوراء النهر صافى شده بود پس پادشاه جهان عزيمت بر عبور جيحون و استيصال ممالك ايران زمين و خراسان مصمم گردانيد . و اللّه اعلم . ذكر عبور پادشاه جهانگشاى چنگيز خان از معبر جيحون پس در شهور سنهء سبع عشر و ست مائه اول به حدود بلخ آمد . ارباب بلخ به ايلى پيش آمدند و ايل شدند . فرمود تا به قاعدهء معهود مردم را به صحرا راندند هرچند مردمان شفاعت كردند كه ايشان مطيعاند ابقا نفرموده همه را بيجان كرد و رحم و محابا نكرد و باغ شهر را آتش اندر زد و همه خانهها را ويران كرد و فرمود كه ديوارى كه بالاى آن يك گز باشد رها نكنند . واقعهء طالقان و از بلخ به طالقان آمد و قضاى بد و بخت شوم اهل آن شهر را آن روز تيرى بر يك پسر جغتاى آمد و هلاك شد . خاتون جغتاى به نفس خود در شهر آمد و